ترجمه "Ovella" به فارسی

گوسفند, میش, گوسفند بهترین ترجمه های "Ovella" به فارسی هستند.

Ovella
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • گوسفند

    noun

    گونهای از گوسفندسانان

    A una zona molt concorreguda que està a prop de la porta de les Ovelles, hi ha una piscina molt gran amb pòrtics anomenada Betzata.

    نزدیک «دروازهٔ گوسفند» که محلّی پررفتوآمد بود، حوضی بزرگ با ایوانهایی سرپوشیده قرار داشت که بیتحِسدا خوانده میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ovella " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ovella noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • میش

    noun
  • گوسفند

    noun

    Sabien que les ovelles necessiten que se les cuidi i se les atengui per tal de créixer saludables.

    برای مثال، میدانستند که مراقبت و رسیدگی باعث رشد و سلامت گوسفند میشود.

  • قوچ

    noun
  • موک

تصاویر با "Ovella"

عباراتی شبیه به "Ovella" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ovella" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه