ترجمه "Pell" به فارسی
پوست, پوست, pust بهترین ترجمه های "Pell" به فارسی هستند.
Pell
-
پوست
nounDanny fa que sembli que la persona no té pell de debò.
دنی باعث می شود پوست افراد طوری به نظر برسد که گویا واقعاً کنده شده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pell
noun
feminine
دستور زبان
-
پوست
nounیکی از بزرگ ترین اعضای بدن
Danny fa que sembli que la persona no té pell de debò.
دنی باعث می شود پوست افراد طوری به نظر برسد که گویا واقعاً کنده شده است.
-
pust
-
خلال
noun
-
ترجمه های کمتر
- لایه زیرین پوست
- نرده چوبی
- پوست خام
- پوست کندن
- پوشش اندام
- چرم
- کندن
تصاویر با "Pell"
عباراتی شبیه به "Pell" با ترجمه به فارسی
-
پوست بز
-
پوست گوساله
-
تمساح · نهنگ
-
پلنگ گربه وحشی
-
پوست بره
-
قاقم
-
سلولیت (تجمع چربی)
-
سرطان پوست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن