ترجمه "agent" به فارسی
عامل, مامور پليس بهترین ترجمه های "agent" به فارسی هستند.
agent
noun
masculine
دستور زبان
-
عامل
Primer, és un agent humà que intenta matar-nos,
اولا که یک عامل انسانی دخیل بوده است و سعی کرده ما را بکشد
-
مامور پليس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agent" با ترجمه به فارسی
-
سلاح میکروبی
-
مامور بازنویسی آدرس
-
عامل ورآورنده
-
دلالی
-
مدیر آژانس مسافرتی
-
مبصر زندان
-
مامور بازنویسی آدرس وارد شونده
-
مامور بازنویسی آدرس خارج شونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن