ترجمه "ajudar" به فارسی
کمک کردن, یاری کردن, توجه کردن بهترین ترجمه های "ajudar" به فارسی هستند.
ajudar
verb
دستور زبان
-
کمک کردن
verbAlguns dels meus companys de classe també em van ajudar.
برخی از همکلاسیهایم نیز در این مورد به من کمک کردند.
-
یاری کردن
verbAra bé, Jehovà sempre em va ajudar a veure els beneficis de no deixar el meu servei».
اما یَهُوَه همیشه به من یاری کرد که فایدهٔ ادامه دادن به خدمتم را ببینم.»
-
توجه کردن
verbEl clar toc d’atenció d’Elies sobre no ‘saltar’ d’un lloc a un altre ens pot ajudar a examinar les nostres prioritats i la nostra adoració.
توجه کردن به سخنان پراهمیت و حیاتی ایلیّا در کوه کَرْمَل، به ما کمک میکند تا اولویتهای زندگی و خالص بودن پرستشمان را محک زنیم.
-
ترجمه های کمتر
- حضوربهم رساندن
- حمایت کردن
- حمایت کردن از
- دستگیری کردن
- دستیاری کردن
- شرکت جستن
- ملحق شدن
- پایمردی کردن
- پیوستن به
- کمک
- یاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ajudar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ajudar" با ترجمه به فارسی
-
komak · حمایت · دستیاری · راهنما · رسیدگی · سود · مواظبت · پایمردی · کمک · یاری
-
راهنما
-
الحاقی · بانی خیر · بردست · دستیار · صاحب خیر · مدد · مساعد · معاون · نیکوکار · واقف · ولی نعمت · کمک · یاری · یاور
-
کمک ناوبری
-
به کمکت احتیاج دارم
-
برای کمک شما متشکرم
-
راهنمای Windows آنلاین
-
مساعد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن