ترجمه "alemany" به فارسی
آلمانی, زبان آلمانی, آلماني بهترین ترجمه های "alemany" به فارسی هستند.
alemany
adjective
noun
proper
masculine
دستور زبان
-
آلمانی
properAra que eren a bord i hi havia uns quants passatgers alemanys, potser en podrien aprendre més.
اکنون که در کشتی بودند شاید میتوانستند از برخی مسافران آلمانی واژههای بیشتری بیاموزند.
-
زبان آلمانی
S’ha de dir que aquest article no es va publicar a l’edició en alemany.
اما این مقاله به زبان آلمانی به چاپ نرسید.
-
آلماني
De seguida vaig saber que havia de ser alemany.
اگه اسمش همين باشه ، اونوقت ارباباش آلماني هستن.
-
ترجمه های کمتر
- المانى
- Almani
- almani
- ژرمنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alemany " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alemany
-
المانى
-
آلمانی
properAra que eren a bord i hi havia uns quants passatgers alemanys, potser en podrien aprendre més.
اکنون که در کشتی بودند شاید میتوانستند از برخی مسافران آلمانی واژههای بیشتری بیاموزند.
عباراتی شبیه به "alemany" با ترجمه به فارسی
-
آلمانی
-
جرمن شپرد
-
مارک آلمان
-
آلمان · آلماني · آلمانی
-
آلمانی
-
امپراتوری آلمان
-
مارک آلمان
-
جمهوری دمکراتیک آلمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن