ترجمه "anada" به فارسی
تفرج, تفریح, سفر تفریحی بهترین ترجمه های "anada" به فارسی هستند.
anada
-
تفرج
noun -
تفریح
nounJesús va tenir un punt de vista equilibrat sobre els plaers.
عیسی مسیح دیدی متعادل نسبت به لذّت و تفریح داشت.
-
سفر تفریحی
noun -
گردش
nouni em varen seure a una cadira de rodes.
و من را روی یک صندلی با پایههای چرخدار و قابل گردش نشاندند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anada" با ترجمه به فارسی
-
ژان کلود ون دم
-
منفجر شدن
-
سست کردن · پرداختن
-
بی سود · بی نفع · بیچاره · درمانده · پوک
-
دوچرخه سواری کردن · رکاب زدن · چرخیدن
-
رفتن
-
استکان · جام · رگ · ظرف · لیوان · کشتی
-
حال شما چطور است؟ · حال شما چطوره؟ · حالت خوبه؟ · حالت چطوره؟ · حالتان چطور است؟ · حالتان چطوره؟ · چطوری؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن