ترجمه "anterior" به فارسی
پیشین, جلو, قدامی بهترین ترجمه های "anterior" به فارسی هستند.
anterior
adjective
masculine
دستور زبان
-
پیشین
adjectiveCOM vam veure a l’article anterior, Jesús va tenir una vida amb sentit.
در مقالهٔ پیشین بررسی کردیم که عیسی زندگیای پرمفهوم داشت.
-
جلو
adjectiveFeien un experiment relacionat amb la genètica i les extremitats anteriors i posteriors dels animals.
آنها داشتند آزمایشی انجام می دادند در بارهی ژنتیک و "پاهای جلو" و "پاهای عقب" حیوانات.
-
قدامی
adjectiveDurant l'etapa del son més lleuger, la memòria declarativa es codifica en un magatzem temporal a la part anterior de l'hipocamp.
در حین خواب با امواج آهسته اطلاعات حافظهی اظهاری، رمزگذاری و به صورت موقت در بخش قدامی هیپوکامپ ذخیره میشود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anterior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anterior" با ترجمه به فارسی
-
یای مجهول
-
رباط متقاطع جلویی
-
اتاقک پیشین
-
سر ودست · قسمت جلو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن