ترجمه "armar" به فارسی
انجمن کردن, جمع شدن, سوار کردن بهترین ترجمه های "armar" به فارسی هستند.
armar
verb
دستور زبان
-
انجمن کردن
verb -
جمع شدن
verb -
سوار کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- گردآمدن
- گماشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "armar" با ترجمه به فارسی
-
باتوم برقی
-
فرمانده کل قوا
-
بتن مسلح · بتون آرمه · بتون مسلح
-
از پهلو · اسلحه کمری · اسلحه گرم · تپانچه · کمری
-
جنگافزار صوتی
-
درگیری مسلحانه
-
سلاح سرد
-
اسلحه گرم · تفنگ · جنگافزار گرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن