ترجمه "art" به فارسی
هنر, اتمام, اجرا بهترین ترجمه های "art" به فارسی هستند.
art
noun
masculine
دستور زبان
-
هنر
nounprocés de creació de coses sense valor intrínsec, amb valor extrínsec significatiu a través de l'apel·lació emocional o estètica
Estic donant l'argument que art i creativitat són eines essencials per a l'empatia.
حرف من اینست که هنر و خلاقیت ملزومات ضروري همدلي هستند.
-
اتمام
noun -
اجرا
noun
-
ترجمه های کمتر
- استعداد هنرپیشگی
- استعداد هنری
- انجام
- حصول
- دلاوری
- فراگیری
- فضیلت
- مغالطه
- مغلطه
- مکر
- نیل
- ورزیدگی
- چیره دستی
- کمال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " art " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "art" با ترجمه به فارسی
-
هنر زمینی
-
هنر ماقبل تاریخ
-
مقالهٔ برگزیده
-
مقالهٔ توصیهشده
-
خوراک · دست پخت · روش آشپزی · غذا
-
مقالهٔ خوب
-
هنر عمومی
-
هنر عامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن