ترجمه "babau" به فارسی
ابله, احمق, بلید بهترین ترجمه های "babau" به فارسی هستند.
babau
adjective
masculine
دستور زبان
-
ابله
noun -
احمق
nounNo vols quedar com un babau que s'ho creu tot.
دلت نمیخواد مثل یه احمق زودباور جلوه کنی
-
بلید
noun
-
ترجمه های کمتر
- بی کله
- زود باور
- ساده لوح
- فریب خورده
- لاک پشت دریایی
- مرغ نوروزی
- پستانک
- کنده
- گول
- یک جور بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " babau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "babau"
عباراتی شبیه به "babau" با ترجمه به فارسی
-
لاک پشت دریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن