ترجمه "badall" به فارسی
خمیازه, دهن دره, ساندویچ بهترین ترجمه های "badall" به فارسی هستند.
badall
noun
masculine
دستور زبان
-
خمیازه
La propera vegada que badalleu, penseu per un moment en allò que acaba de passar.
دفعه بعد که دچار خمیازه شدی، یک لحظه درباره اینکه چه اتفاقی افتاد فکر کن.
-
دهن دره
noun -
ساندویچ
noun
-
ترجمه های کمتر
- خميازه
- فاژه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " badall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "badall" با ترجمه به فارسی
-
خمیازه کشیدن · دهان دره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن