ترجمه "banjo" به فارسی
بانجو, نوعی تار بهترین ترجمه های "banjo" به فارسی هستند.
banjo
-
بانجو
instrument musical
Aquest és el meu germà, en Jonny. Té 10 anys i toca el banjo.
این برادرم جانی هست که ۱۰ ساله است و بانجو می نوازد.
-
نوعی تار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banjo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن