ترجمه "barba" به فارسی
ریش, ريش, دامن بهترین ترجمه های "barba" به فارسی هستند.
barba
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
ریش
nounDesenes d'homes amb barbes i casquets omplien els carrers.
جمعیت مردان ریش دار کلاه بر سر که در خیابان موج می زدند.
-
ريش
nounEl que està viatjant amb ell, el de la barba vermella, va liderar l'atac al meu poble.
اون ريش قرمزه اي که با جان همسفر شده
-
دامن
noun
-
ترجمه های کمتر
- زنخدان
- لاله گوش
- چانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Barba
-
صفحه شانهای
تصاویر با "barba"
عباراتی شبیه به "barba" با ترجمه به فارسی
-
قناتماهی
-
سنجاب زمینی بربری
-
گراز بدبوی لبسفید
-
ریش ستاری
-
چربی دانه · گربه ماهی
-
پشمک
-
ساحل شنی · کرانه ماسه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن