ترجمه "barra" به فارسی
استخوان فک, تکه, جسارت بهترین ترجمه های "barra" به فارسی هستند.
barra
noun
feminine
دستور زبان
-
استخوان فک
noun -
تکه
noun -
جسارت
noun
-
ترجمه های کمتر
- ساحل شنی
- فک
- قدرت
- قرص نان
- قشر
- کرانه ماسه
- کله قند
- گستاخی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barra" با ترجمه به فارسی
-
محله چینیها
-
نوار ابزار شناور
-
تکه · قرص نان · کله قند
-
نوار داده ها
-
خط مورب
-
محله کثیف
-
نوار ابزار · نوارابزار
-
نوار ابزار دسترسی سریع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن