ترجمه "barri" به فارسی
محله, همسايگی بهترین ترجمه های "barri" به فارسی هستند.
barri
noun
masculine
دستور زبان
-
محله
nounاجتماع ساکن و متمرکز در یک منطقه
Quan hi havia un casament al nostre barri, tots nosaltres pintàvem les cases per a la ocasió.
در واقع، زمانیکه در محله ما عروسي بود، همه ما خانههایمان را برای عروسی رنگ میکردیم.
-
همسايگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barri" با ترجمه به فارسی
-
محله چینیها
-
نوار ابزار شناور
-
تکه · قرص نان · کله قند
-
نوار داده ها
-
خط مورب
-
محله کثیف
-
نوار ابزار · نوارابزار
-
نوار ابزار دسترسی سریع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن