ترجمه "base" به فارسی

پایه, اساس, باز بهترین ترجمه های "base" به فارسی هستند.

base noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • پایه

    noun

    terme algebraic

    Fem servir tècniques que s'engloben en el que s'anomena disseny basat en model.

    ما از سیستمی کلی، به نام طراحی پایه-مدلی استفاده می کنیم.

  • اساس

    noun

    S’ha d’utilitzar l’exemple de conversa com a base per a la presentació.

    نمایش باید بر اساس پیشنهاد صفحهٔ اول جزوهٔ کار و آموزش اجرا شود.

  • باز

    adjective verb noun adverb

    tipus de compost químic

    No s' ha pogut obrir la base de dades de memos a l' agenda electrònica

    قادر به باز کردن دادگان memo روی دستی نیست

  • ترجمه های کمتر

    • پایگاه
    • بُن
    • بُنیاد
    • ته
    • ریشه
    • زیرساخت
    • شالودَه
    • قاعده
    • مبنا
    • نفرات
    • پایه برای توپولوژی
    • پایَه
    • پوینت گارد
    • گواهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " base " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Base

Base (bàsquet)

+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • پایه

    noun adjective

    Fem servir tècniques que s'engloben en el que s'anomena disseny basat en model.

    ما از سیستمی کلی، به نام طراحی پایه-مدلی استفاده می کنیم.

عباراتی شبیه به "base" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "base" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه