ترجمه "bastant" به فارسی
بس, بسنده, به اندازه بهترین ترجمه های "bastant" به فارسی هستند.
bastant
adjective
adverb
masculine
دستور زبان
-
بس
adjective -
بسنده
adjective -
به اندازه
adjectiveDe totes maneres, sentia que havia vist bastants cranis de dodo
به حر حال، من احساس کردم که به اندازه کافی به عکسهای اسکلت دودو نگاه کرده ام
-
به اندازه کافی
adjectiveDe totes maneres, sentia que havia vist bastants cranis de dodo
به حر حال، من احساس کردم که به اندازه کافی به عکسهای اسکلت دودو نگاه کرده ام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bastant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bastant" با ترجمه به فارسی
-
خشن · دهقانی · روستایی · زبر · زمخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن