ترجمه "bateria" به فارسی
باتری, درام, تبل بهترین ترجمه های "bateria" به فارسی هستند.
bateria
noun
feminine
دستور زبان
-
باتری
nounL’Oly portava el projector de diapositives i jo una bateria de cotxe de dotze volts.
اُلی پروژکتور را با خود حمل میکرد و من باتری ۱۲ ولتی ماشین را حمل میکردم.
-
درام
noun -
تبل
-
پیل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bateria " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bateria"
عباراتی شبیه به "bateria" با ترجمه به فارسی
-
باتری
-
آتشبار
-
شارژر باتری
-
باتری اتومبیل
-
عمر باتری
-
باتری لیتیوم-یون
-
باتری لیتیمی
-
باتری قابل شارژ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن