ترجمه "bec" به فارسی
منقار, نوک, حرف بهترین ترجمه های "bec" به فارسی هستند.
bec
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
منقار
conseguí calcular com de gran exactament havia de ser el bec,
و اندازه مرجع تا بفهمم که دقیقا منقار باید چه اندازه باشد
-
نوک
noun -
حرف
noun
-
ترجمه های کمتر
- دهانه
- فواره
- لوله
- معده
- نوک قلم
- کلب
- کلنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bec " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bec" با ترجمه به فارسی
-
کولا
-
ابیای سولاوسی
-
اردک ماهیخوار کاکلی
-
اردک سوتزن شکمسیاه
-
مرغابی شمال اروپا و آسيا
-
اشامیدنی · باده · درینک · مستی · مشروب · نوشابه · نوشيدنی · نوشیدنی · نوشیدنی الکلی
-
الکل · نوشیدنیهای الکلی
-
بورس تحصیلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن