ترجمه "biga" به فارسی
تير, تیر, تیر (سازه) بهترین ترجمه های "biga" به فارسی هستند.
biga
noun
feminine
دستور زبان
-
تير
-
تیر
noun properAprenen a treure «la biga» del seu ull abans d’intentar treure «la brossa» de l’ull dels seus companys.
این افراد آموختهاند که قبل از درآوردن «پَرِ کاه» از چشم دیگران، اول «تیر چوبی» را از چشم خود بیرون بیاورند.
-
تیر (سازه)
-
ترجمه های کمتر
- شاه تیر
- گله مرغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن