ترجمه "bitllet" به فارسی

اسکناس, بلیت, پشت سبز بهترین ترجمه های "bitllet" به فارسی هستند.

bitllet noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکناس

    noun

    També hi porteu un bitllet de 20 dòlars.

    همچنین شما یک اسکناس بیست دلاری هم دارید.

  • بلیت

    noun

    La majoria dels Testimonis eren pobres i amb prou feines podien pagar el bitllet d’anada al congrés.

    اکثر شاهدان یَهُوَه وضع مالی خوبی نداشتند و فقط قادر بودند بهای بلیت یکطرفه را بپردازند.

  • پشت سبز

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bitllet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bitllet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bitllet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه