ترجمه "blanca" به فارسی

سِفيد, ذره, نقطه بهترین ترجمه های "blanca" به فارسی هستند.

blanca adjective
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • سِفيد

  • ذره

    noun
  • نقطه

    noun

    Un any després, el taronja i el blanc mostren el flux sanguini màxim.

    و یک سال بعد -- در نقاط نارنجی و سفید، ماکسیمم جریان خون را دارد.

  • [[سِفيد]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blanca " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blanca" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "blanca" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه