ترجمه "blava" به فارسی
آبی, ābi بهترین ترجمه های "blava" به فارسی هستند.
blava
adjective
دستور زبان
-
آبی
noun feminineLes quatre rajoles blaves de l'esquerra són grises.
اون چهار کاشی آبی در سمت چپ خاکستری هستند.
-
ābi
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blava" با ترجمه به فارسی
-
برموتیمول آبی
-
متغیر آبی درخشان
-
مگسگیر آبی سیاهقفا
-
پیتای کبود
-
نهنگ آبی
-
ابرغول آبی
-
اکراس شانهسفید
-
ābi · آبی · آنی · لاجوردی · کوفتگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن