ترجمه "bota" به فارسی

چکمه, بوت, پوتين يا چكمه بهترین ترجمه های "bota" به فارسی هستند.

bota noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • چکمه

    noun

    گونهای پایافزار است که معمولاً هم پا و هم قوزک پا را میپوشاند

    Vaig estar a punt de ser el primer recent nomenat en pixar-se a les botes del rei.

    نزديک بود اولين مردي بشم که سر مراسم روي چکمه ی شاه ميشاشه.

  • بوت

    noun
  • پوتين يا چكمه

  • پوتین

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bota " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bota"

عباراتی شبیه به "bota" با ترجمه به فارسی

  • تراژدی
  • bot
    خاکه ذغال · خورشیدماهی اقیانوسی · خیک · دینگی · مرز
  • استخر · استفاده نامشروع · انعام · تاراج · غارت · غنیمت جنگی · فساد · چپاول · کوله پشتی
  • قایق بادی
  • از جا پراندن · رقاصی کردن · وحشتزده شدن
  • قایق نجات
  • از جا پراندن · وحشتزده شدن
  • دراگون بوت
اضافه کردن

ترجمه های "bota" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه