ترجمه "botiga" به فارسی
مغازه, دکان, فروشگاه بهترین ترجمه های "botiga" به فارسی هستند.
botiga
noun
feminine
دستور زبان
-
مغازه
nounPer exemple, hi ha una botiga buida i baixen la persiana.
برای مثال، شما یه مغازه خالی دارید ، و اونا کرکره را پایین کشیدن.
-
دکان
noun -
فروشگاه
nounestabliment comercial
El venedor que creia haver reconegut a una botiga era realment un maniquí.
فروشندهای که با خوشحالی در فروشگاه پیدا میکردم در حقیقت یک مانکن بود.
-
ترجمه های کمتر
- تعمیر گاه
- دکه
- کارگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " botiga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "botiga"
عباراتی شبیه به "botiga" با ترجمه به فارسی
-
فروشگاه ها تخفیفی
-
فروشگاههای زنجیرهای خردهفروشی
-
بقالی
-
فروشگاه زنجیرهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن