ترجمه "broma" به فارسی
شوخی, جوش وخروش, خنده بهترین ترجمه های "broma" به فارسی هستند.
broma
noun
feminine
دستور زبان
Minúscules gotetes d'aigua sospeses en l'aire, cosa que redueix la visibilitat. La boira es forma normalment de nit, quan la temperatura baixa perquè el cel està clar. Si la visibilitat disminueix a menys de 1.000 metres, la boirina o broma es transforma en boira.
-
شوخی
nounVan pensar que haviem preparat els escrits junts i fèiem broma de que eren aleatoris.
فکر میکردن مقاله رو با هم آماده کردیم و درباره تصادفی بودنش شوخی می کنیم.
-
جوش وخروش
noun -
خنده
nounI aquesta és la broma més graciosa de l'epidemiologia
و فکر می کنم که اون خنده دارترین جک اپیدمولوژیی باشه
-
ترجمه های کمتر
- خوش طبعی
- شوخی زننده
- طعنه
- غبار
- لطیفه
- مسخره
- مه
- مِه
- گوشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " broma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "broma" با ترجمه به فارسی
-
برومات
-
هاری سگسانان
-
برم
-
پتاسیم برومات
-
سدیم برمات
-
ایزوتوپهای برم
-
دست انداختن · شوخی کردن · مزاح گفتن
-
برم دیاکسید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن