ترجمه "capital" به فارسی
پایتخت, سرمایه, سرمایه بهترین ترجمه های "capital" به فارسی هستند.
capital
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
پایتخت
nounciutat principal d'una entitat política (país, estat, comarca, etc.)
Wellington té la particularitat de ser la capital més meridional del món.
از نظر موقعیت جغرافیایی شهر ولینگتون جنوبیترین پایتخت در دنیاست.
-
سرمایه
I la meva iniciació als negocis va ser amb aquestes petites injeccions de capital de 75 €.
و آشنایی من با تجارت این بود که این یکصد دلاری ها ، کار سرمایه را می کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Capital
-
سرمایه
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
I la meva iniciació als negocis va ser amb aquestes petites injeccions de capital de 75 €.
و آشنایی من با تجارت این بود که این یکصد دلاری ها ، کار سرمایه را می کند.
عباراتی شبیه به "capital" با ترجمه به فارسی
-
انباشت سرمایه
-
شرکت سهامی خاص
-
سرمایه فرهنگی
-
سرمایهگذاری خطرپذیر
-
سرمایه
-
بروکسل
-
سرمایه مالی
-
سرمایه اجتماعی · سرمایه سهمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن