ترجمه "captaire" به فارسی

درویش, گدا, گدایی بهترین ترجمه های "captaire" به فارسی هستند.

captaire
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • درویش

    noun
  • گدا

    noun

    Una noia ja no és una captaire.

    دختر دیگه یه گدا نیست.

  • گدایی

    persona que demana diners o menjar pel carrer

    En realitat, la Bíblia no diu enlloc que David fos un captaire que hagués de pidolar per aconseguir l’aliment que necessitava.

    در واقع، در جایی از کتاب مقدّس نیامده است که داود برای ‹نان گدایی› کرده باشد تا زنده بماند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " captaire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "captaire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه