ترجمه "carnisser" به فارسی
قصاب, خونریز, خونی بهترین ترجمه های "carnisser" به فارسی هستند.
carnisser
-
قصاب
nounLa teva filla i el nen del carnisser atacaren el meu fill.
دخترت و اون بچه قصاب به پسر من حمله کردن.
-
خونریز
adjective -
خونی
adjective -
سفاک
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carnisser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "carnisser"
عباراتی شبیه به "carnisser" با ترجمه به فارسی
-
قصاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن