ترجمه "circuit" به فارسی

دور مسابقه, سفر, مسیر مسابقه بهترین ترجمه های "circuit" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Després que se’ns alliberés, vam poder continuar en el circuit de manera discreta. ↔ پس از آزادیمان، با احتیاط عمل میکردیم اما همچنان به سفر و خدمت خود ادامه میدادیم.

circuit noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • دور مسابقه

    noun
  • سفر

    noun

    Després que se’ns alliberés, vam poder continuar en el circuit de manera discreta.

    پس از آزادیمان، با احتیاط عمل میکردیم اما همچنان به سفر و خدمت خود ادامه میدادیم.

  • مسیر مسابقه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " circuit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "circuit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "circuit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

D'aquesta forma, diversos tennistes molt importants no van tenir accés a competir en aquest circuit inicialment.
البته در این تور، بسیاری از ستارگان آن دوره در رقابت نبودند.
De fet, amb edX, quan estavem donant el nostre primer curs sobre circuits i electrònica arreu del món, això ja estava passant sense que ho sapiguéssim.
در حقیقت، وقتی داشتیم اولین درسمان در زمینهی مدارها و اجزاء الکترونیک را در سایت edX برای سراسر جهان ارائه میدادیم، اصلاً فکرش را هم نمیکردیم که چنین اتفاقی بیفتد.
L’any de servei 2017,* els testimonis de Jehovà es van gastar més de 170 milions d’euros perquè pioners especials, missioners i superintendents de circuit poguessin dur a terme la seva predicació.
شاهدان یَهُوَه طی سال خدمتی ۲۰۱۷* بیش از ۲۰۲ میلیون دلار صرف مخارج فعالیتهای مسیحی پیشگامان ویژه، میسیونرها و سرپرستان حوزه کردهاند.
Ja no es convida els germans que tenen fills menors d’edat a servir en l’obra de circuit.
دیگر از برادرانی که فرزند خردسال دارند، دعوت نمیشود که به عنوان سرپرست حوزه خدمت کنند.
Si a la teva congregació o al teu circuit hi ha betelites, com els pots tenir presents?
اگر در جماعت یا حوزهٔ شما تعدادی بیتئیلی وجود دارد، چگونه میتوانید نشان دهید که آنان را به یاد دارید؟