ترجمه "coincident" به فارسی
متوازن, موافق, هم آهنگ بهترین ترجمه های "coincident" به فارسی هستند.
coincident
-
متوازن
adjective -
موافق
adjective -
هم آهنگ
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coincident " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن