ترجمه "col" به فارسی
کلم, کرم, كلم بهترین ترجمه های "col" به فارسی هستند.
col
-
کلم
nounSi els nens cultiven col, els nens menjaran col.
اگر بچه ها کلم را خودشان بکارند، با اشتها آن را می خورند.
-
کرم
proper -
كلم
-
کلمبرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " col " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "col"
عباراتی شبیه به "col" با ترجمه به فارسی
-
کلم پیچ
-
جوانه · شاخه
-
بلدرچین کوهی
-
پالودن
-
کولا
-
کلم پیچ
-
کلم پیچ · کلم کالی
-
کلم قمری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن