ترجمه "cola" به فارسی
kvla, لعاب, چسب بهترین ترجمه های "cola" به فارسی هستند.
cola
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
kvla
-
لعاب
noun -
چسب
nounAixò són bastonets enganxats a la meva companya de pis amb cola.
اینها گوش پاکنهایی هستند که با چسب کلاه گیس به هم اتاقی ام چسبانده شده اند.
-
کولا
Aquesta cola s'ha esbravat i no té bon gust.
این کولا گاز خود را از دست داده است و طعم خوبی ندارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cola" با ترجمه به فارسی
-
کلم پیچ
-
جوانه · شاخه
-
بلدرچین کوهی
-
پالودن
-
کولا
-
کلم پیچ
-
کلم پیچ · کلم کالی
-
کلم قمری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن