ترجمه "colló" به فارسی

بيضه, خايه بهترین ترجمه های "colló" به فارسی هستند.

colló noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بيضه

  • خايه

    Un dia d'aquests et buscarem un joc de collons.

    همين روزا برات يه دست خايه پيدا ميکنيم که کار کنند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " colló " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "colló" با ترجمه به فارسی

  • ابتکار · استحکام · ریگ · سنگریزه · شن · ماسه سنگ
اضافه کردن

ترجمه های "colló" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه