ترجمه "columna" به فارسی

ستون, اسکله, برج بهترین ترجمه های "columna" به فارسی هستند.

columna noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • ستون

    noun

    Anem a col · locar les càrregues sobre cada columna.

    بيا بمبا رو يکي در ميون روي ستون ها کار بذاريم.

  • اسکله

    noun
  • برج

    noun

    cada una de les columnes d'aquest edifici sense acabar.

    ستونهاى اين برج ناتمام كردند.

  • ترجمه های کمتر

    • سرمقاله
    • لنگرگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " columna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "columna" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "columna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه