ترجمه "comanda" به فارسی

اردر, سفارش, نماینده بهترین ترجمه های "comanda" به فارسی هستند.

comanda
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • اردر

  • سفارش

    noun

    La Malinda Keefer havia fet comandes setmanals de 200 a 300 llibres.

    مِلیندا کیفِر به یاد میآورد که دویست تا سیصد کتاب در هفته سفارش دریافت میکرد.

  • نماینده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نمایندگی
    • هیئت نمایندگی
    • هیات نمایندگان
    • وکالت
    • کومندا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comanda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "comanda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "comanda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه