ترجمه "cometa" به فارسی
ستاره دنبالهدار, دنبالهدار, ستاره دنباله دار بهترین ترجمه های "cometa" به فارسی هستند.
cometa
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
ستاره دنبالهدار
Però ha trobat 140 cometes sense telescopi.
اما او ۱۴۰ ستاره دنبالهدار را بدون تلسکوپ پیدا کرده است.
-
دنبالهدار
Però ha trobat 140 cometes sense telescopi.
اما او ۱۴۰ ستاره دنبالهدار را بدون تلسکوپ پیدا کرده است.
-
ستاره دنباله دار
He sentit alguns dels homes parlar del cometa.
يکسري افراد رو ديدم که در مورد ستاره دنباله دار حرف ميزدن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cometa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cometa"
عباراتی شبیه به "cometa" با ترجمه به فارسی
-
فهرست دنبالهدارهای دورهای
-
دنبالهدار مسیر خورشیدی
-
علامت گفتاورد
-
بد انجامیدن · مرتکب شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن