ترجمه "completa" به فارسی
کامل, کمپلت بهترین ترجمه های "completa" به فارسی هستند.
completa
adjective
-
کامل
adjectiveEl que tenia a les seves mans era un còdex siríac dels quatre Evangelis gairebé al complet!
آنچه او در دست داشت متن کامل کودِکس سُریانی چهار انجیل بود!
-
کمپلت
adjective adverb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " completa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "completa" با ترجمه به فارسی
-
تکمیل ادغام
-
گراف کامل
-
گراف کامل دوبخشی
-
فضای متریک کامل
-
کامل · کمپلت
-
جلا دادن · صورت گرفتن · صیقل دادن · واکس زدن · گرد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن