ترجمه "complicat" به فارسی
در هم پیچیده, دشوار, سخت بهترین ترجمه های "complicat" به فارسی هستند.
complicat
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
در هم پیچیده
-
دشوار
adjectiveAra bé, alguns poden dir que ser obedient no era gaire complicat per a Jesús.
البته شاید برخی بگویند که اطاعت برای عیسی چندان دشوار نبوده است.
-
سخت
adjectiveAquest és un treball molt complicat i, sovint, frustrant.
دانشمندان برای انجام دادن تمام این نکات اغلب باید سخت بکوشند، حتی اگر کارشان به نتیجهای نرسد.
-
ترجمه های کمتر
- صعب
- مشکل
- پیچیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " complicat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "complicat" با ترجمه به فارسی
-
بهت زده کردن · پیچیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن