ترجمه "conducta" به فارسی
اخلاق, اعمال, رفتار بهترین ترجمه های "conducta" به فارسی هستند.
conducta
noun
feminine
دستور زبان
-
اخلاق
noun -
اعمال
nounMentrestant, el superintendent de sucursal va haver de ser substituït per conducta inapropiada.
در همان زمان سرپرست شعبه مرتکب اعمال غیراخلاقی شد و اختیاراتش را از دست داد.
-
رفتار
nounLa seva anterior conducta pecadora estava entre les coses que Pau s’havia proposat oblidar.
یکی از چیزهایی که پولُس مصمم بود به فراموشی بسپارد، رفتار گناهآلودش بود.
-
ترجمه های کمتر
- کردارها
- کرده ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conducta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conducta" با ترجمه به فارسی
-
اصلاح رفتار
-
بدرفتاری · بدی · خلاف کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن