ترجمه "coneguda" به فارسی

آشنا, اشنایان, دوست بهترین ترجمه های "coneguda" به فارسی هستند.

coneguda adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • آشنا

    adjective noun

    Però al treballar en la neteja, vaig arribar a conèixer molts germans i germanes.

    وقتی که در نظافت کنگره همکاری کردم، با برادران و خواهران بسیاری آشنا شدم.

  • اشنایان

    noun
  • دوست

    noun

    La primera és que els humans tenen la capacitat de conèixer, d’estimar i de respectar el seu Creador.

    اول این که انسانها قادرند آفریدگار را بشناسند، دوست بدارند و به او احترام گذارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coneguda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coneguda" با ترجمه به فارسی

  • درک کردن
  • آشنا · اشنایان · دانسته · دوست · شناخته
اضافه کردن

ترجمه های "coneguda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه