ترجمه "conjunt" به فارسی

مجموعه, تجمع, تراکم بهترین ترجمه های "conjunt" به فارسی هستند.

conjunt adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مجموعه

    noun

    Ara, ja arribo a la conclusió, que és el conjunt que porta el meu nom.

    حالا، من به بحث پایانی می رسم، که مجموعه ایست که نام من به آن ضمیمه شده است.

  • تجمع

    noun
  • تراکم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • متصل
    • مجموع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conjunt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conjunt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conjunt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه