ترجمه "consum" به فارسی
(مصرف (اقتصاد, برآمد, تنفس بهترین ترجمه های "consum" به فارسی هستند.
consum
verb
-
(مصرف (اقتصاد
-
برآمد
noun -
تنفس
noun
-
ترجمه های کمتر
- خرج
- در هنگ
- دودکش
- مصرف
- مصرف سوخت در خودرو
- نیروی جذب شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consum" با ترجمه به فارسی
-
انرژی مصرفی جهان
-
اشیا مصرفی · کالاهای مصرفی
-
استخوانی · رام نشده · نحیف
-
تحلیل رفتن قوا · خرج کردن · سست کردن · صرف شدن · صرف کردن · ناتوان کردن
-
شاخص قیمت مصرف کننده
-
لوازم الکترونیکی مصرفی
-
عمل انجام شده
-
غصه خوردن · مشتاق بودن · مناسب بودن · میل داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن