ترجمه "convidat" به فارسی
مهمان, دعوت شده بهترین ترجمه های "convidat" به فارسی هستند.
convidat
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
مهمان
nounProbablement, un dels oradors convidats serà un representant de Betel o un superintendent itinerant.
سخنران مهمان احتمالاً نمایندهٔ بیتئیل یا یکی از سرپرستان حوزه یا ناحیه است.
-
دعوت شده
Era tan bon estudiant que fins i tot, en algunes ocasions, l’havien convidat a dirigir una orquestra simfònica.
پیشرفت او چنان عالی بود که چندین بار از او دعوت شد ارکستر موسیقی کلاسیک را رهبری کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convidat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "convidat" با ترجمه به فارسی
-
ناهار خوردن
-
خواهش کردن · دعوت كردن · فراخواندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن