ترجمه "cor" به فارسی
دل, قلب, گروه کر بهترین ترجمه های "cor" به فارسی هستند.
cor
noun
masculine
دستور زبان
-
دل
nounEra una meravellosa oportunitat d’esbrinar què tenien al cor.
این فرصت خوبی بود که به صورت کلّی از دل آنان آگاه شوم.
-
قلب
nounیکی از اعضای حیاتی بدن
Espero que aquesta peça us commogui i sani el vostre cor, com ho va fer amb mi.
امیدوارم که این قطعه نوازشگر و التیام بخش قلب شما باشد، همانطور که برای من بود.
-
گروه کر
agrupació musical vocal
Provem-ho de nou. Ooh, el cor de TED.
بگذارید یک بار دیگر ببینیم. اوه گروه کر TED
-
ترجمه های کمتر
- del
- بست
- جان کلام
- در وسط
- ساعت
- قسمت وسط
- قوت
- مطلب عمده
- نکته مهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cor" با ترجمه به فارسی
-
زبان کرسی
-
قلب مصنوعی
-
کمرکولی وایتهد
-
از بر · از حفظ
-
بیماری قلبی ریوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن