ترجمه "corb" به فارسی
زاغ, غراب, كلاغ بهترین ترجمه های "corb" به فارسی هستند.
corb
noun
masculine
دستور زبان
-
زاغ
nounJa descansarem amb el corb de tres ulls.
وقتي زاغ سه چشم رو پيدا کرديم استراحت ميکنيم
-
غراب
noun -
كلاغ
-
ترجمه های کمتر
- کلاغ
- کلاغ سیاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Corb
Corb (constel·lació)
-
غراب
-
غراب معمولی
تصاویر با "corb"
عباراتی شبیه به "corb" با ترجمه به فارسی
-
منحنی تراز
-
باکلان چاتهام
-
خم
-
باکلان صورتسیاه
-
باکلان لجهای
-
باکلان دماغه
-
خم کردن · خماندن · خمیدن
-
باکلان پاقرمز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن