ترجمه "costum" به فارسی
رسم, عادت, سررسید بهترین ترجمه های "costum" به فارسی هستند.
costum
noun
masculine
دستور زبان
-
رسم
nounEls romans tenen per costum posar un rètol que indica el crim que ha comès la persona condemnada.
رومیان بر طبق رسم خود نوشتهای را که جرم محکومان را مشخص میکرد، بالای سر آنان قرار میدادند.
-
عادت
nounAixò em va fer veure que aquest costum no és inofensiu.
این فکر در تشخیص این که این عادت بیضرر نیست، کمک فراوانی به من کرد.
-
سررسید
noun
-
ترجمه های کمتر
- سنت
- سنن ملی
- سود سرمایه
- عادت روزانه
- عقیده رایج
- مدت
- هند
- کاربرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "costum" با ترجمه به فارسی
-
طبق معمول
-
تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · ضعف · طبیعت ویژه · نقطه ضعف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن