ترجمه "crani" به فارسی

کله, جمجمه, کاسه سر بهترین ترجمه های "crani" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: T'hem vist ficar un ganivet al crani de dos homes morts. ↔ ما ديديم که تو چاقو کله دو تا مرده رو سوراخ کردي

crani noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • کله

    noun

    T'hem vist ficar un ganivet al crani de dos homes morts.

    ما ديديم که تو چاقو کله دو تا مرده رو سوراخ کردي

  • جمجمه

    noun

    Els cranis no eren més grans que els d'un gos.

    جمجمه ها بزرگتر از جمجمه هاي سگ نبودن.

  • کاسه سر

    noun
  • کاسه مغز

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crani " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crani" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "crani" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Va ser en aquella visita que els McCartney em van presentar una germana molt bonica i espiritual, la Bethel Crane.
در آن سفر، خانوادهٔ مککارتنی مرا با بِتِل کِرِین خواهری مهربان و دلنشین که رابطهٔ نزدیکی با یَهُوَه داشت آشنا کردند.
Entre 6 i 20% dels casos d'epilèpsia són a causa d'un traumatisme al cap. La commoció cerebral dobla el risc, mentre que el traumatisme crani-encefàlic augmenta el risc per set.
محققان بر این باورند که ۶ تا ۲۰ درصد موارد صرع بر اثر تروما به سر است.آسیب ملایم به مغز باعث دوبرابر شدن احتمال به وجود آمدن صرع میشود، این در حالی است که آسیب شدید به مغز باعث هفت برابر شدن احتمال به وجود آمدن صرع میشود.
Una actriu que es fa dir Lady Crane.
یه بازیگر زن که اسم خودش رو گذاشته بانو کرین
Sí, de la base del crani.
آره ، مستقيم از جمجمه دراومده
Està gelosa perquè lady Crane és millor.
اون حسادت می کنه چون بانو کرین بهتره