ترجمه "creditor" به فارسی

بستانکار, طلبکار بهترین ترجمه های "creditor" به فارسی هستند.

creditor noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بستانکار

    noun
  • طلبکار

    noun

    Molts s’endeuten i aprenen a base de cops que qui demana en préstec «és servent del creditor» (Proverbis 22:7).

    بسیاری با رفتن زیر بار قرض این درس تلخ را میآموزند: «بدهکار بندهٔ طلبکار است.»—امثال ۲۲:۷.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " creditor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "creditor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه