ترجمه "creu" به فارسی

خاج, صلیب, چلیپا بهترین ترجمه های "creu" به فارسی هستند.

creu noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • خاج

    noun
  • صلیب

    noun

    símbol, figura geomètrica en forma d'intersecció

    Ells adoren al déu dels cristians, tenen creus, porten la Bíblia.

    آنها خدای مسیحیت را می پرستند، آنها صلیب دارند، آنها انجیل را حمل می کنند.

  • چلیپا

  • ترجمه های کمتر

    • جدوگاه
    • † علامت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " creu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "creu" با ترجمه به فارسی

  • چلیپا
  • جنگهای صلیبی
  • از خود راضی · ازخودراضی · خود بین · غره
  • اظهار نظر کردن · باور کردن · تصور کردن · حدس زدن · شمردن · فرض کردن · پنداشتن
  • اعتبارسنجی
  • صلیب سرخ
  • شیر یا خط
  • اعتباردهنده · با ایمان · عابد · مؤمن · معتقد
اضافه کردن

ترجمه های "creu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه